معرفی بهترین رمانهای عاشقانه جهان

معرفی بهترین رمانهای عاشقانه جهان

زمان انتشار : ۱۳۹۸/۰۵/۰۲ - ۱۴:۵۹
  • رمان غرور و تعصب
    رمان غرور و تعصب اثر جین آستن با فاصله بسیار از سایر رمان‌ها، محبوب‌ترین رمان عاشقانه تاریخ است.

«این حقیقت را همه دنیا قبول دارند که مرد مجردی که ثروت مناسبی دارد، باید به دنبال همسر بگردد…»

این یک شروع خاص برای عاشقانه کلاسیک غرور و تعصب بود. غرور و تعصب دومین اثر جین آستن است و او این داستان را در سال ۱۷۹۶، وقتی که فقط ۲۱ سال داشت، نوشته است. اما غرور و تعصب تا سال ۱۸۱۳ چاپ نشد. اکثر منتقدان غرور و تعصب را بهترین اثر جین آستن می‌دانند و خود او آن را «بچه دلبند من» می‌نامید.

داستان رمان از این قرار است که خانواده بنت پنج دختر دارند. جین یکی از این دختران زیبا و با وقار است. الیزابت خواهر او و خود جین، بزرگتر، زیباتر و خانم‌تر از سه خواهر دیگر هستند. یک مرد متمول و خوش‌چهره به اسم چارلز بینگلی در همسایگی خانواده بنت زندگی می‌کند و خانواده بنت تلاش می‌کنند او را به ازدواج با یکی از دختران ترغیب کنند.

  • رمان جین ایر
    جِین ایر معروف‌ترین رمان شارلوت برونته خواهر امیلی و آنا برونته است. این کتاب در سال ۱۸۴۷ به چاپ رسید. بر اساس این کتاب فیلم‌های متعددی نیز ساخته شده است. این داستان عاشقانه گوتیک از شارلوت برونته، اثری شگفت‌انگیز، سرشار از تنش و آکنده از پیچ‌وخم‌های جذاب داستانی است.

داستان رمان جین ایر دربارهٔ زندگی دختری به نام جین است که در کودکی مادر و پدر خود را از دست می‌دهد و پس از ناملایماتی که از بستگان نزدیکش می‌بیند به پرورشگاه سپرده می‌شود و در محیط خشک و خشن پرورشگاه بزرگ می‌شود. او سپس با سمت معلمی به خانه‌ای اشرافی می‌رود. وقتی که جین به استخدام آقای روچستر درمی آید، خیلی زود عاشق و شیفته او می شود. ولی جین می‌فهمد که آقای روچستر قبلا ازدواج کرده و همسر او که حالا دیوانه است در طبقه بالای همان خانه زندگی می‌کند. جین از خانه می‌گریزد ولی شبی (در ذهن خود) صدای آقای روچستر را می‌شنود، سپس به دنبال او می‌رود و می‌فهمد که همسر دیوانه، خانه را آتش زده و روچستر بینایی خود را حین کمک کردن به او از دست داده است. سرانجام جین بازمی‌گردد و با روچستر ازدواج می‌کند و او نیز پس از مدتی بینایی خود را بازمی‌یابد.

  • رمان عاشقانه بر باد رفته
    بر باد رفته رمانی است عاشقانه به قلم مارگارت میچل، نویسندهٔ زن آمریکایی. میچل به‌ خاطر نوشتن این رمان، در سال ۱۹۳۷ برنده جایزه ادبی پولیتزر شد. رمان بر باد رفته در همان اولین سال‌های انتشارش عنوان پرفروش‌ترین کتاب را از آن خود کرد، کتابی که جنگ‌های بین ایالات شمال و جنوب آمریکا و مشکلات برچیده شدن نظام برده‌داری را در بستری عاشقانه روایت می‌کند.

بسیاری از شخصیت‌های این رمان از عشق درس‌های زیادی می‌گیرند. اسکارت تا پایان به معنای واقعی عشق پی نمی‌برد. او عاشق اشلی است، کسی که هم با او تفاوت زیادی دارد و هم دور از دسترس است چرا که با ملانی ازدواج کرده است. شخصیت اسکارلت اوهارا را می‌توان نمونه کامل زنی پیچیده و سرسخت نامید. رت باتلر عاشق و شیفته اسکارلت است. پول، قدرت و جنگ داخلی باعث می‌شود که این دو از هم دور بیافتند اما دست سرنوشت، آن‌ها را بارها و بارها بر سر راه یکدیگر قرار می‌دهد. اسکارلت کاملا به رت بی‌توجه است و همین موضوع باعث می‌شود که عشق و رابطه میان آن‌ها نیز، بی‌رحمانه جلوه کند.

عشق و علاقه اسکارلت به اشلی باعث می‌شود او به عشق و حمایتی که رت باتلر در طول سال‌ها نثارش می‌کند، پی نبرد. همین عشق باعث می‌شود اسکارلت متوجه میزان شباهت خودش با رت نشود. در نهایت، اسکارلت متوجه می‌شود که تنها عاشق یک نسخه خیالی از اشلی بوده است. او در نهایت عاشق رت می‌شود، ولی دیگر دیر شده است. چرا که علاقه رت به او از بین رفته است.

  • رمان عاشقانه عقل و احساس
    عقل و احساس نخستین رمان جین آستین است که در سال ۱۸۱۱ منتشر شد. جین آستن در این رمان، تقابل عقل و احساس در کامیابی‌ها و ناکامی‌های دو خواهر با ویژگی​‌های متفاوت را به تصویر می​‌کشد و دو فرجام متفاوت را برای آن‌ها رقم می‌زند.

داستان عقل و احساس در فاصلهٔ سال‌های ۱۷۹۷-۱۷۹۲ در منطقه‌ای در جنوب غربی انگلستان می‌گذرد. شخصیت‌های اصلی، دو خواهر به نام‌های الینور و ماریان دشوود هستند که به خانه‌ای جدید نقل مکان می‌کنند و در گیرودار ماجراهای عاطفی‌شان، عشق و دلشکستگی را تجربه می‌کنند.

  • رمان بلندی‌های بادگیر
    بلندی‌های بادگیر رمانی از امیلی برونته (یکی از خواهران برونته)، شاعر و نویسنده انگلیسی است. بلندی‌های بادگیر اولین و تنها رمان امیلی برونته است. ویژگی متمایزکننده این رمان در زمان انتشارش لحن شاعرانه و دراماتیک بیان آن، و ساختار غیرمعمولش بود. این کتاب در سال ۱۸۴۷ منتشر شد. واژه بادگیر به توفانی که اطراف خانه اصلی داستان وجود دارد اشاره می‌کند و نمادی از فضای پرسروصدای داستان است. داستان رمان از زبان خدمتکار عمارت برای مسافری به نام لاک وود تعریف می‌شود.

نام کتاب برگرفته از نام عمارت خانوادگی ارنشاو است و به معنی خانه‌ای است که روی تپه و در معرض باد ساخته شده‌ است. این رمان داستان عشق آتشین میان هیث کلیف و کاترین ارنشاو است و این که این عشق نافرجام چگونه سرانجام این دو عاشق و بسیاری از اطرافیانشان را به نابودی می‌کشاند. هیث کلیف کولی‌زاده‌ای است که موفق به ازدواج با کاترین نمی‌شود و پس از مرگ کاترین به انتقام‌ گرفتن روی می‌آورد.

  • رمان آنا کارنینا
    طبق فهرستی که مجله تایمز در سال ۲۰۱۰ منتشر کرده است، آنا کارنینا برترین رمان عاشقانه تاریخ است. آنا کارنینا رمانی است نوشته نویسنده شهیر روسی لئو تولستوی. این رمان در آغاز از سال ۱۸۷۵ تا ۱۸۷۷ به ‌صورت پاورقی در گاهنامه‌ای به چاپ رسیده است.

«خانواده‌های خوشبخت همگی مثل هم خوشبخت هستند ولی خانواده‌های بدبخت، هر کدام بدبختی خاص خودشان را دارند…»

این شروع غافلگیرکننده رمان است، رمانی که می‌گوید یکی از این بدبختی‌ها جست‌وجوی عشق در مسیری نادرست است.

داستان آنا کارنینا دارای شخصیت اصلی واحدی نیست. با دیدن نام کتاب، این تصور ایجاد می‌شود که رمان به کلی درباره اوست، اما در واقع اینطور نیست. بیش از نیمی از داستان درباره آنا کارنینا است ولی بقیه داستان درباره فردی به نام لوین است که البته این دو شخصیت در داستان رابطه دورادوری با هم دارند.

داستان از اینجا شروع می‌شود که زن و شوهری به نام‌های استپان آرکادیچ و داریا الکساندرونا با هم اختلافی خانوادگی دارند. آنا کارنینا خواهر استپان است و از سن پترزبورگ به خانه برادرش در مسکو می‌آید تا اختلاف آن‌ها را حل کند و بقیه داستان در مسکو شکل می‌گیرد.

  • رمان عاشقانه اما
    اِما نام رمانی از جین آستن است که درباره برداشت نادرست از دلباختگی نوشته شده است. این رمان برای اولین بار در دسامبر ۱۸۱۵ میلادی به چاپ رسید. آستن در این رمان نیز مانند دیگر رمان‌هایش، به درگیری‌ها و دلبستگی‌های زنان در دوره جورجی انگلستان می‌پردازد.

داستان رمان اِما، حول محور اِما وودهاوس، دختری جوان، ثروتمند و از خود راضی می‌چرخد که خود را درگیر تلاش‌هایی ناموفق و حتی آزاردهنده برای پیدا کردن نیمه گمشده دوستان و همسایگانش کرده است. اِما با خود سوگند خورده است که هرگز ازدواج نکند تا این که سرانجام به خود می‌آید و درمی‌یابد که همواره دلباخته مردی مهربان به نام جورج نایتلی شده است.

  • رمان گتسبی بزرگ
    گتسبی بزرگ رمان عاشقانه ای است به قلم نویسنده آمریکایی اسکات فیتزجرالد که برای اولین بار در ۱۰ آوریل ۱۹۲۵ منتشر شد. چاپ اول گتسبی بزرگ موفقیت چندانی کسب نکرد و در طول مدت ۱۵ سال باقی‌مانده از عمر فیتزجرالد فقط حدود ۲۵٬۰۰۰ جلد از آن به فروش رسید و یک اثر شکست‌خورده نام گرفت.

این رمان بعد از جنگ جهانی دوم و در سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۵۳ تجدید چاپ شد و خوانندگان و طرفداران بی‌شماری یافت. در سال ۱۹۹۸ نیز هیات دبیران مادرن لایبرری (Modern Library)، گتسبی بزرگ را بهترین رمان آمریکایی قرن بیستم و دومین رمان برتر انگلیسی زبان این قرن اعلام کردند.

ماجراهای این کتاب در نیویورک و لانگ آیلند و در تابستان سال ۱۹۲۲ اتفاق می‌افتند. ایالات متحده آمریکا در سال‌های ۱۹۲۰ به‌دنبال شوک و هرج و مرجی که جنگ جهانی اول به‌وجود آورده بود از رشد اقتصادی بی‌سابقه‌ای بهره‌مند شد. شکوفایی اقتصادی و ثروتی که این شکوفایی به‌دنبال داشت باعث شد که هر لحظه بر تعداد میلیونرهای جامعه آمریکایی افزوده شود. این رمان عاشقانه داستان مردی به نام جی گتسبی و معشوقه‌اش، دیزی بوکانن را روایت می کند. گتسبی که صرفا به خاطر تحت تأثیر قرار دادن دیزی، ثروت و دارایی زیادی برای خود دست و پا کرده است، به دلایلی از معشوقه‌اش دور افتاده است تا این که شخصیت راوی داستان، این دو را دوباره با هم روبه‌رو می‌کند.

  • رمان دکتر ژیواگو
    دکتر ژیواگو نوشته نویسنده روسی بوریس پاسترناک است. نام کتاب برگرفته از شخصیت اول آن است که یک دکتر شاعر است. درونمایه داستان زندگی مردی است که حوادث بیرونی که از دسترس او خارج هستند، مسیر زندگی‌اش را دگرگون می‌سازند. پاسترناک ۹ سال از عمرش را صرف نگارش این رمان کرد اما هیچ ناشر روسی حاضر نشد رمان دکتر ژیواگو را چاپ کند و اولین چاپ این رمان در ایتالیا بود. ناشران معتقد بودند رنج‌های یک شاعر و معشوقه‌اش در مقابل انقلاب بلشویکی هیچ ارزشی ندارد.

این شاهکار ماندگار از بوریس پاسترناک به اتفاقات پرفراز و نشیب و پرماجرای انقلاب روسیه جان دوباره‌ای می‌بخشد. کتاب دکتر ژیواگو به داستان پزشک و شاعری بااستعداد به نام یوری ژیواگو، مردی انقلابی به نام استرلنیکوف و دختری پرشور به نام لارا می‌پردازد. ژیواگو که درگیر اتفاقات سیاست و جنگی مرگبار و خونین شده است برای فرار از اضطراب‌ها و تنش‌های زندگی به دنیای دنج زندگی خانوادگی و عشق پناه می‌برد، دنیایی که لارا اصلی‌ترین بخش آن است.

  • رمان ربه کا
    ربه کا اثر دافنه دوموریه، بانوی نویسنده انگلیسی است، که در ۱۹۳۸ منتشر شد. بسیاری این اثر را که از جین ایر تأثیر گرفته است، بهترین اثر این نویسنده می‌دانند. این رمان دارای طیف وسیعی از عناصر گوناگون ادبی، از عناصر عاشقانه تا ترسناک است و به نظر می‌رسد که می‌تواند هر سلیقه‌ای را جذب کند و راضی نگه دارد. ربه کا به شکلی منحصر به فرد، داستانی سیندرلا گونه را با واقع‌گرایی روانشناسانه درمی‌آمیزد و نقطه عطفی در رمان عاشقانه گوتیک در قرن بیستم میلادی است.

کتاب با این جمله شروع می‌شود که یکی از آغازهای مشهور در تاریخ ادبیات است:

«دیشب در عالم رؤیا دیدم که بار دیگر در ماندلی پا گذاشتم…»

داستان توسط زن جوانی روایت می‌شود که تا پایان ماجرا نام او را نمی‌فهمیم و صرفا به نام خانم دووینتر شناخته می‌شود. داستان در باب زن جوان خدمتکاری است که با مردی ثروتمند به نام ماکسیمیلیان دووینتر آشنا می‌شود و مرد جوان به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد. دختر جوان پس از مدتی پی می‌برد که آقای دووینتر، همسر خود را در یک حادثه از دست داده است. سیر داستان پرده از این راز برمی‌دارد که همسر قبلی آقای دووینتر، زنی فاسد و هوس باز بوده است. یک شب که زن منتظر معشوقش بوده است، ناگهان با شوهرش روبه‌رو می‌شود و پس از دادن خبر دروغین باردار بودنش به دست شوهر کشته می‌شود و دووینتر جسد او را به همراه قایق شخصی‌اش در دریا غرق می‌کند. پس از یک سال با پیدا شدن جسد ربه کا، آقای دووینتر پای میز محاکمه کشیده می‌شود.


پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

19 − هجده =