چه چیز موجب خنده میشود

چه چیز موجب خنده میشود

زمان انتشار : ۱۳۹۸/۰۴/۱۳ - ۱۲:۱۳

دانشمندان برای بیش از دو هزار سال فرض می‌کردند که تمام اشکال شوخی یک عنصر مشترک دارند. جست‌وجو برای این ماهیت، نخست ذهن فیلسوفان و سپس روان‌شناسان را به خود مشغول کرد که ایده‌های فلسفی را به مفاهیم قابل آزمایش ترجمه می‌کنند. قدیمی‌ترین تئوری طنز که به زمان افلاطون و دیگر فیلسوفان یونان باستان می‌رسد، فرض می‌کرد که در یک شوخی افراد نسخه‌ی گذشته‌ی خود را می‌بینند و از بداقبالی دیگران به‌علت احساس برتری بر آن‌ها می‌خندند.

به گزارش پایگاه خبری اخبار خوب به نقل از زومیت در قرن ۱۸، تئوری آزاد شدن مطرح شد. زیگموند فروید که این تئوری را به‌صورت جامع ارائه داد، می‌گفت خنده به فرد اجازه می‌دهد که انرژی عصبی سرکوب‌شده را آزاد کنند. طبق نظر او، این فرایند توضیح می‌دهد که چرا مضامین مرتبط با موضوعات ممنوعی مثل مسائل جنسی و جوک‌هایی که موضوعات اخلاقی و اجتماعی خاص را مورد حمله قرار می‌دهند، می‌تواند برای ما سرگرم‌کننده باشد. با بیان شوخی مرتبط با این مضامین، به یک انرژی که در حالت عادی صرف سرکوب امیال یا خصومت می‌شود، نیازی نیست و این انرژی به‌صورت خنده آزاد می‌شود.

سومین توضیح قدیمی شوخ‌طبعی، «ناسازگاری» است. افراد از کنارهم‌گذاردن مفاهیم ناسازگار و نیز دربرآورده نشدن توقعاتی که انتظارش را داشتند (ناسازگاری بین انتظارات و واقعیت) می‌خندند. براساس یک نسخه از این تئوری که با نام «حل ناسازگاری» شناخته می‌شود، خندیدن زمانی اتفاق می‌افتد که فرد به‌طور غیرمنتظره متوجه ناسازگاری بین مضامین مرتبط با هم می‌شود.

اگرچه این تئوری‌ها همه حرفی برای گفتن دارند، ولی کافی نیستند. آن‌ها یک چارچوب تئوریکی کامل و فرضیه‌ای ارائه نمی‌دهند که بتواند با استفاده از پارامترهای به‌خوبی‌تعریف‌شده، اندازه‌گیری شود. آن‌ها همچنین تمام انواع شوخ‌طبعی را دربر نمی‌گیرد و آن‌ها را توضیح نمی‌دهند. برای مثال هیچ‌کدام جذابیت اسلپ‌استیک را توضیح نمی‌دهند.

به‌منظور یکی کردن تئوری‌های مختلف و برطرف کردن محدودیت‌های آن‌ها، در سال ۲۰۱۰، دو تن از دانشمندان دانشگاه کلرادو بولدر (پیتر مک‌گرو و کالب وارن) یک تئوری مطرح کردند که آن را «تعدی بی‌خطر» نامیدند. دلیا کیارو، زبان‌شناس دانشگاه بولونیا در ایتالیا می‌گوید: «این ایده‌ بسیار جالب است».

فرضیه‌ی مک‌گرو و وارن از تئوری ناسازگاری مشتق شده اما عمیق‌تر است. آن‌ها پیشنهاد می‌کنند که شوخ‌طبعی زمانی ایجاد می‌شود که یک فرد به‌طور هم‌زمان درمی‌یابد یک هنجار اخلاقی، اجتماعی یا فیزیکی نقض شده و اینکه این نقض چندان اهانت‌آمیز، سرزنش‌کردنی یا ناراحت‌کننده نیست. ازاین‌رو، کسی که این نقص را مسئله‌ی مهمی تلقی نمی‌کند، با آن سرگرم خواهد شد ولی کسی که آن را نامناسب می‌داند، به آن نخواهد خندید. یافته‌های تجربی حاصل از مطالعات انجام‌شده به‌وسیله‌ی مک‌گرو و وارن این فرضیه را تأیید می‌کنند. برای مثال در یک مورد حکایت کلیسایی مطرح شد که برای به خدمت گرفتن افراد باایمان، یک قرعه‌کشی اتومبیل شاسی‌بلند برگزار می‌کند. درحالی‌که این حکایت برای افراد با ایمان خنده‌دار نبود، ولی موجب خنده‌ی افراد ناباور شد.

رفتار جلف نیز می‌تواند تاحدودی محصول فاصله گرفتن از یک وضعیت (برای مثال زمان) باشد. گفته می‌شود که طنز حاصل تراژدی است که زمان به آن اضافه می‌شود. تجدید خاطره‌ی یک اتفاق بد (برای مثال یک تصادف با ماشین که اثرات ماندگاری نداشته است)، با گذشت زمان می‌تواند خنده‌دار شود. دوری جغرافیایی یا عاطفی نیز چنین فاصله‌ای ایجاد می‌کند.

یکی از جدیدترین ایده‌های مرتبط با علت خنده در سال ۲۰۱۱ در کتابی به نام درون جوک‌ها (Inside Jokes) آمده است. متیو ام‌هارلی، یکی از نویسندگان این کتاب که به تئوری ناسازگاری علاقه دارد، در وب‌سایت خود نوشت:

شوخی با نوعی اشتباه در ارتباط است. به‌نظر می‌رسد که هر جناس، جوک و رویداد خنده‌داری حاوی نوعی اشتباه باشد و پاسخ معمول، لذت بردن از این نادانی است.

این زمانی مفهوم پیدا می‌کند که فرد مقابل دشمن یا رقیب شما است ولی اگر وی از افراد مورد علاقه‌ی شما باشد، چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد. این مشاهده موجب شد که او بپرسد: چرا ما از اشتباهات لذت می‌بریم؟ پیشنهاد او این بود که این خود اشتباهات نیستند که افراد به‌خاطر آن‌ها می‌خندند. این پاداش عاطفی برای کشف و درنتیجه ازبین‌بردن اشتباهات در تفکر است. ما از اشتباه کردن لذت نمی‌بریم، بلکه از زدودن آن‌ها لذت می‌بریم.

فرض هارلی این است که ذهن ما به‌طور مداوم درمورد آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد و نیز قصد دیگران پیش‌بینی‌ می‌کند. بر‌این اساس، شوخ‌طبعی درکنار این روند ثابت تکامل پیدا کرده است. افراد از ناهمخوانی بین انتظاراتی که داشتند و آنچه که در واقعیت اتفاق می‌افتد (تازمانی که این ناهمخوانی‌ها بی‌ضرر باشد)، لذت می‌برند و این لذت موجب می‌شود که به‌دنبال یافتن چنین تضادهایی باشند.

علاوه‌بر این، خنده یک نشانه‌ی عمومی از توانایی ما برای تشخیص ناسازگاری‌ها است. این توانایی نشانه‌ای است که موقعیت اجتماعی ما را بالاتر می‌برد و به ما اجازه می‌دهد که شرکای جنسی را جذب کنیم. به‌عبارت دیگر، نقش یک جوک در حس شوخ‌طبعی همانند یک شیرینی پر از چربی و شکر برای طعم است. این یک محرک فوق‌العاده است که آغازگر انفجاری از لذت نفسانی می‌شود و در این مورد، پیامدی از کشف اشتباهات است. از آنجایی که درک ناسازگاری‌ها نیازمند اندوخته‌ا‌ی از دانش و باورها است، خنده‌ی مشترک حاکی از اشتراک جهان‌بینی‌ها، ترجیحات و عقاید اعضای یک گروه است و موجب تقویت پیوندهای اجتماعی و حس تعلق به یک گروه می‌شود.

طبق گفته‌ی هارلی، این تئوری از پیش‌بینی اینکه چه چیزی موجب خنده می‌شود، فراتر می‌رود. این تئوری همچنین ارزش شناختی شوخ‌طبعی و نقش آن در بقا را توضیح می‌دهد. و البته هنوز همان‌طور که گرین‌گروس در یک بازبینی از این کتاب اشاره می‌کند: «حتی این تئوری هم ناقص است». این تئوری به برخی سؤال‌ها پاسخ می‌دهد اما برخی را بی‌پاسخ رها می‌کند. برای مثال: چرا فهم ما از شوخ‌طبعی و لذت بسته به وضعیت خلقی یا شرایط موجود در آن لحظه تغییر می‌کند؟ جیوان آنتونیو فورابوسکو، روانشناس و سردبیر یک مجله‌ی ایتالیایی مربوط‌به مطالعات مرتبط با شوخ‌طبعی عقیده دارد: «ما یقینا حرف اخر را نشنیده‌ایم».

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

پانزده + 17 =